ذهن ناب

به سایت ذهن ناب ارائه کننده آموزه ها و محصولات موفقیت درتمام جنبه های مادی و معنوی زندگی خوش آمدید.

محل لوگو

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 505
  • بازدید دیروز : 241
  • بازدید کل : 82313

دوزخ چیست وبهشت کدامست؟


دوزخ چیست وبهشت کدامست؟

 

همه چیز به اندیشه انسانی خودتان بستگی دارد.هر چه را که در ذهن بیافرینید، همان را ملاقات خواهید کرد.

این اندیشه دوزخ است که دوزخ را به ارمغان می آورد و اندیشه بهشت است که بهشت می سازد.

عالم جهان اصیل ، چیزی جز یکپارچگی و اتحاد نیست.

خداوند –آنگونه که ورای کلمات،در وادی شهود شناخته می شود-نه حقیر است و نه ناتوان.

او،"اصل وجود " است و اصل ، به چیزی جز تعالی نمی اندیشد.

مگر ممکن است چیزی "هست" شده باشد و جزیی از او نباشد؟

پس چگونه است که می پندارید او، میان وجود خود و جزیی از وجود خود فاصله و جدایی ابدی می افکند؟

بهمین دلیل است که در آئین کائنات غیرقابل ترحم، وجود ندارد.

همگان،سرانجام به وادی حضور خواهند پیوست و در آن جهان که اصیل است-نه جهانی که ساخته و پرداخته ذهن است- جریان خواهند یافت و پیوستن به وادی حضور میسر نخواهد شد مگر آنکه لحظه به لحظه بر "آگاهی از نظم جهانی" خود بیفزایید حتی اگر در میان همان بهشتها و دوزخ ها سرگردان مانده بودید که خود ساخته اید.

اینجاست که مفهوم کائناتی "رحمت و رحمانیت الهی" خود را آشکار می سازد.

او ، هر ذره را که به نوعی "آگاهی" رسیده است، بر ذره دیگری که فاقد این آگاهی است می گمارد تا بتوانند در جریان داد و ستد آگاهی کیهانی لحظه به لحظه خود را به "اصل" نزدکتر سازند.

"مربیان معنوی"،امواج آگاهی هستند که یکایک شما را در بر گرفته اند.

شاید بخواهید بدانید که مسئله "تعالی"و پیوستن به اصل، چگونه صورت می پذیرد؟ مربیان معنوی از کجا آمده اند و ماهیت آنها چیست؟

چرا می آیند و چرا می روند و منزلگاهشان کجاست؟

برای درک صحیح پاسخ به چنین سوالاتی ،نخست باید بتوانید ذهنیات خود را درباره عباراتی چون "مرگ" و "جهان بعد از مرگ" کاملا اصلاح نمایید.

 معنویت و موفقیت

ابعاد جهان، بسیارند

در بعدی از آن،ارتعاشات،بگونه ایست که علاوه بر حضور امواج، ماهیتی بنام ماده نیز، می تواند وجود داشته باشد و لازمه حضور شما در این بعد برخورداری از کالبد فیزیکی است.

برای باقی ماندن در هر یک از ابعاد جهان، شما نیازمند پذیرفتن قوانین حاکم بر آن بعد هستید.

لازمه حضور ماده نیز در بعد فیزیکی،وجود ارتعاشات در محدوده خاصی است.

در غیر این صورت ماده از هم گسیخته شده، آنچه باقی می ماند نتها امواجی ست که ارتعاشات خاص خودشان را دارا هستند.

چنین فرایندی، در واقع تنها نوعی تغییر و انتقال محسوب می گردد. همان فرایندی که شما از آن تحت عنوان مرگ و گاهی بنحو کودکانه ای "پایان سرنوشت" خودتان،یاد می کنید.

این اندیشه شماست که میزان ارتعاشات وجودی شما را تعیین می نماید.

عشق،شفقت،بخشش ،ترس، نفرت سایر حالات روحی شما نخست از اندیشتان سرچشمه می گیرند،ارتعاشات خاص خودشان را دارا هستند.

آیا تاکنون اتفاق افتاده است که به کسی عشق بورزید و او نیز شما را دوست داشته باشد؟

دنیای شما –یعنی آن حالات روحی که در آن بسر می برید- چگونه است؟

اکنون حالتی را تجسم ورزید که این عشق ورزی یک طرفه است. آیا می توانید تفاوت این دو دنیا را احساس نمایید؟

ارتعاشات گوناگون آن زمان که با یکدیگر هماهنگ باشند قادرند یکدیگر را تقویت سازند.

بهمین دلیل است که وقتی احساس شما با دیگری در عشق ورزی هماهنگ است گویا نوعی عشق عمیقتر و لطیفتر را تجربه می نمایید که در تنهایی شما و یا دیگری –آن زمان که احساس شما یک جانبه است- چندان نمود نمی یابد.

"هماهنگی ارتعاشی" ربطی به نوع امواج ندارد.

ارتعاشات امواج نفرت شما نیز چنانچه با ارتعاشات امواج نفرت دیگری هماهنگ باشد،نفرتی به مراتب عمیق تر حاصل می گردانند.

این امر، از اصول نظم در جهان اصیل است، بنابراین ربطی به مکان یا زمان خاص ندارد و تنها ممکن است کیفیت آن در حالات متفاوت با یکدیگر تفاوت داشته باشد.

از این رو شما، حتی آن زمان هم که در قید کالبد فیزیکی تان هستید به طور مدام ، در حال تجربه این جریان و فرایندید اما بدلیل فشردگی ذرات ماده ، شدت این امر ممکن است چندان مشهود نباشد.

آن زمان که پیکر مادیتان را ترک می گویید و به عبارتی فرایند مرگ رخ میدهد شما از بند فشردگی ماده ، رها می شوید و بر اساس نوع ارتعاشاتتان ، به یکی از سطوح ارتعاشی کائنات که با ارتعاشات شما هماهنگ است می پیوندید که در بعدی واقع می شوید که بواسطه هماهنگی با شما، شما را تقویت نیز می نماید.

از آنجا که از بند ماده نیز رها هستید، کیفیت احساسی و حالات شما قوی تر می گردد. بنابراین چنانچه انسانهایی مهرورز باشید جذب سطوح مهرورزی می گردید و مهرو عشق را با لطافت عمق بیشتری دریافت می دارید.چنانچه بدبین یا متکبر باشید جذب جهانهای بدبینی و تکبر می گردید و با قدرت بیشتری، این حالات ارتعاشی را تجربه خواهید کرد.

می بینید که مقصود از دوزخها و بهشت ها، سطوحی از انرژی ست که بر مبنای میزان ارتعاشاتتان بدانها می پیوندید و از آنجا که ارتعاشات شما را صفات درونی و اندیشه خودتان، تعیین می کند، اصل چنین دوزخها و بهشتهایی نخست در درون خودتان آفریده میشود و نسبت دادن آنها، به ذات بی نیاز و والای پروردگار، زاییده اذهان ناآگاه شماست.

موفقیت

اکنون که این حقیقت را در یافتید ،میتوانید "اصل تعالی" را نیز ادراک نمایید.

پیوستن به سطوح ارتعاشی کائنات به چه مفهوم است؟ملحق شدن به خداوند به چه معناست؟آیا همگان به او خواهند پیوست؟

آنکه در دوزخ خودپسندی ،ناراستی ، بی عشقی و تفاخر گرفتار آمده است چگونه به تعالی خواهد رسید؟

خداوند ،یعنی عشق و عشق ، والاترین جایگاه در "سطح آگاهی کامل " است.

مقصود از سطح آگاهی کامل ، عالی ترین سطح آگاهی ست که پس از گذر از تمامی سطوح کائنات –با هر میزان آگاهی- که باشند شکل می پذیرد.

در قله سطح آگاهی کامل،یعنی در مکان عشق است که "خلقت" بدون واسطه صورت می پذیرد.

بنابراین،یکی از نشانه های اصیل و اساسی موجود در عالی ترین سطح آگاهی،قدرت بر انجام عمل بدن واسطه است.

بکوشید مفهوم کلمه "آگاهی" را با ذهنیات پیشین و این جهانی خود در نیامیزید.

در سطح آگاهی کامل –آنگونه که در وادی بصیرت آموخته میشود – هیچ گونه "چرایی" وجود ندارد یعنی چیزی بنام "خوب" و یا "بد" معنا ندارد،هر چه هست تنها یک چیز است در نهایت زلالی و شفافیت با ارتعاشاتی آنچنان ظریف و تلطیف شده که تنها در بعدآگاهی کامل یافت میشود و مجموعه این شفافیت ها،در قله ارتعاشی آگاهی کامل،"عشق" را تشکیل میدهند.و برای همین است که هستی چکیده عشق است.

"تعالی بخشی" عملی ست که طی آن سطوح ارتعاشی،بطور مداوم خود را "تلطیف" می نمایند.

در طی این فرایند،سطوح ارتعاشی می کوشند میزان ارتعاشات خود را بر مبنای ارتعاشات امواج آگاهی که در سطح ارتعاشی بالاتری از آنها قرار گرفته است، تنظیم نمایند.

زمانی که میزان ارتعاشات شما،در بعد ارتعاشی یا جهانی که بدان جذب شده اید با ارتعاشات سطح بالاتر، هماهنگ گردید بنا به قوانین نظم جهان اصیل،شما همان بعد یا جهان خودتان را ترک می کنید و به جهان دیگری می پیوندید که در قله آگاهی بالاتری قرار گرفته است.

این عمل تا بدانجا ادامه می یابد که قادر شید عالی ترین سطوح آگاهی را تجربه نموده، خود را در آن پیوستگی و وحدت راستین که میان خالق و مخلوق برقرار است جاری ببینید.

اکنون می توانید دریابید که چرا همگان –هر که باشند و در هر جا که باشند_ باید سرانجام روزی به وادی حضور بپیوندند و پیوستگی تمامی ذرات کائنات بدین وادی یک الزام است چرا که اگر جز این باشد،امکان وجود ارتعاشات آگاهی تنظیم کننده و یا هماهنگ کننده را برای برخی ابعاد که ساکنانش در آنجا سرگردان مانده اند،نفی نموده ایم.

این امر خود به معنای نفی "سطح آگاهی کامل" است چرا که سطح آگاهی کامل وقتی حاصل می گردد که از تمامی سطوح ارتعاشی کائنات گذر نموده باشیم و بدون امکان تماس و برقراری ارتباط میان برخی جهانها و امواج آگاهی سطح بالاتر،اصولا سطح آگاهی که در نهایت ایجاد می گرد سطح آگاهی کامل نیست و خود نیاز به تلطیف دارد!

ذهن ناب

اکنون ممکن است از خود بپرسید که:

"اگر قرار است سرانجام به خداوند بپیوندیم پس چرا این پیوستگی ناگهان صورت نمی گیرد و چه دلیلی دارد دوزخها و بهشتها را تجربه کنیم؟

چرا خداوند به سرگردانی ما رضایت می دهد مگر او اصل عشق نیست ؟و مگر بخشش از عشق زاده نمی شود؟"

پاسخ شما روشن است:

ناهماهنگی ارتعاشی موجب فنا ونابودی می شود و این،بالاترین بخشش کائنات است که به شما فرصت می دهد تا ارتعاشات خودتان را آرام آرام هماهنگ نمایید حتی اگر به بهای تجربه همان دوزخها و بهشتها باشد.

مگر عشق، به نابودی و فنای شما می اندیشد ؟

از سویی،چگونه انتظار دارید ناگهان به خداوند بپیوندید در حالی که حتی توانایی رو در رو شدن با خودتان را ندارید!؟

مگر دوزخها و بهشتها را اصل خودتان رقم نمی زند؟

از این رو شما نیازمند "تعالی" هستید و پیوستن ناگهانی شما به سطوح آگاهی کامل،تنها باعث نابودیتان می گردد و عاملان تعالی شما مربیان معنوی اند.

"مربیان معنوی" امواج آگاهی سطوح ارتعاشی بالاتر کائنات اند که ذرات عالم هستی را در بر می گیرند و شما تاثیر موجی آنان را بر خودتان به صورتهای متفاوتی ادراک می نایید یک نمونه آن الهامات و دریافتهای درونی است.

زمانی که شما بتوانید خودتان را با ارتعاشات مربیان معنویتان هماهنگ سازید چه اتفاقی می افتد؟

نخست آنکه شما از بعد آگاهی خودتان رها شده و به بعد آگاهی مربیان معنویتان می پیوندید

اکنون در این بعد آگاهی جدید –بواسطه هماهنگی ارتعاشی- یکدیگر را تقویت ساخته،و ماهیت جدیدی از آگاهی،متولد می گردد که تلفیقی تقویت یافته از شما و مربی معنویتان است.

آنگاه به قله آگاهی در سطح فعلیتان می پیوندید که مکان عشق،در همین سطح خوانده می شود.

پیوستن به این قله به کمک مربی معنوی جدیدی صورت می پذیرد که همانا امواج آگاهی بعد بالاتر از شماست.

این روند ادامه می یابد و لحظه به لحظه به سطح عالیتر آگاهی ،کیهانی نزدیکتر می گردید در حالی که هر بار ماهیت قبلی تان را از دست می دهید و صورت جدیدتری از آگاهی می یابید.بنابراین،مربیان معنوی برای آنکه بتوانند لحظه به لحظه به سطح آگاهی کامل نزدیکتر گردند،خود نیازمند تلطیف شدن و یا به بیان دیگر،تقویت شدن هستند و این امر مهم را با در آمیختن در سطوح ارتعاشی دیگر کائنات و هماهنگ ساختن ارتعاشات آنان با خود –که مرتبه بالاتری از آگاهی کیهانی هستند- به انجام می رسانند.

می بینید که بر سرتاسر کائنات یک دا و ستد باشکوه کیهانی حکمفرماست و این داد و ستد،اصل الفبای نظم،در دایره خلقت است.

"این" و "آن" معنی ندارد.

همه چیز سرانجام به یک قله واحد –به عشق- می پیوندند و این بهم پیوستگی نه با از میان رفتن اصل ارتعاشات که با منظم ساختن و هماهنگ ساختن آنها صورت می پذیرد.

شما در مقابل «نیکی ها»از «بدی ها» یاد می کنید و معیارهایی برای نیکی و بدی قرار می دهید.

کائنات چون شما، نمی اندیشد.

او نیکی و بدی را نمی شناسد.

تنها معیار برای کائنات میزان هماهنگی با ارتعاشات قله در سطح آگاهی کامل-عشق- است و این نیز یک قضاوت نیست چراکه عشق تنها یکی ست و در بیان «یک بودن» قضاوت معنایی ندارد.

بنابراین هر چه ارتعاشات سطوح ارتعاشی شما هماهنگ تر با ارتعاشات عشق – آن هم در سطح آگاهی کامل-باشد سریعتر می توانید روند حرکتی خود را طی نامیید.

از این رو دوزخ ، سطحی از ارتعاشات است که با ارتعاشات امواج عشق در سطح آگاهی کامل، بسیار ناهماهنگی دارد و زمان بیشتری طول خواهد کشید تا این هماهنگی برقرار گردد.

اکنون بدور از قضاوت بنگرید که کدام اندیشه ها و اعمال است که دوزختان می شود:

آیا تمام آنچه نیست که از «بی عشقی» نشات می گیرد؟

و آیا نه اینکه فقدان عشق به زبان نظم جهان همان «ناآگاهی»است؟

پس به هوش باشید تا بتوانید ندای مربیان معنویتان را بشنوید.تعصب نورزید تا قدرت دیدن و شنیدن بدست آورید و بتوانید خودتان را با نظام شکوهمند جهان هماهنگ سازید. نگویید این برتر است و آن نیست.

نگویید این درست است و آن نیست.

منیت ها و خودخواهی هایتان را به کناری افکنید چرا که بدور از حضور سایر سطوح ارتعاشی هستی امکان ندارد که شما بتوانید تقویت شوید و در وادی حضور جریان یابید.

راضی مشوید که قضاوت شما، ابتدای ناآگاهی و آفریننده دوزخهای شما باشد.

عشق بورزید- عشق بدون شرط- تا به سطوح عالیتر آگاهی کیهانی،ارتقای حضور یابید.

 

لطفا به مقالات قبل مراجعه کنید....

 

 لینک مقاله قبل

  انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۹۶               تعداد بازدید : 78

برچسب های مهم

دیدگاه های کاربران (0)

اگر به یک وب سایت یا فروشگاه رایگان با فضای نامحدود و امکانات فراوان نیاز دارید بی درنگ دکمه زیر را کلیک نمایید.

ایجاد وب سایت یا
فروشگاه حرفه ای رایگان

گروه آموزشی ذهن ناب ارائه کننده بهترین آموزه ها و محصولات موفقیت در تمام جنبه های زندگی

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما